
خیلی حرف داشتم واسه نوشتن اما... نشد.
خاطره
مثل همه روزها...
من... متولد شدم
من به نوری که دگر بار مثل دوران کودکی می آمد می اندیشم.
بیا تو هم با من باش که شاید امروز همان روزی باشد که در پی آن بودی و هیچ کس حرفی از آن نمیزد باتو.
بیاییم خطی نو بنویسیم که شاید رد همان ... بتوانیم واژه ای از محبت بسازیم.
کاری بکنیم که لبخندی به لبی عمیق بنشیند.
کاری بکنیم که دلی آکنده از عشق شود.
کاری بکنیم که دستی یک بار گرم باشد.
کاری بکنیم که برای زندگی به یک معنا برسیم.
اگر دیروز دلی لرزید...
اگر دیروز اشکی از چشمی فرو ریخت...
ایکاش بشود امروز جور دیگر بود.
طور دیگر گفت...
روشی دیگر ساخت.
آنگاه که بهشت گلهایش را به زمین هدیه میکند.

چه زیبا انتظاریست از اردیبهشت تا اردیبهشت و تا...
بهشت .