تبليغاتX
شب مهربان...
سلام

 حتما شما هم مثل من اینو خوب میدونید که هیچ چیز توی این دنیا همیشگی نیست. هرغروب در

حقیقت یک خداحافظیه با یکی از روزهای زندگیمون و هر طلوع خداحافظیه با یکی از شبهای اون.         

 پس ما هر روز بارها خداحافظی میکنیم و بارها سلام.

 

سلام يعنی خداحافظ!

از همون روز که سلام کردیم پا در راهه خدا حافظی گذاشتیم تنها راهی که پایانش از همون اول

مشخصه سلام... یعنی خداحافظ.

 

من هم یه روز اومدم و سلام کردم و حالا هم پایان راه رسیده و باید خدا حافظی کنم.              

من میرم چون شاید دیگه  حرفی واسه گفتن یا چیزی واسه نوشتن ندارم فکر میکنم  از پستهای

قبلیم مشخص باشه.  وقتی همه از داشته ها یا آرزو ها و یا خیلی چیزهای دیگه مینویسن ... 

 راستش یه جورایی احساس غریبی میکنم. من اینجا پیش این همه احساس کم میارم.

 

شاید خاطره بیاد و بنویسه. اگه خاطره اومدو نوشت و وبلاگمو زنده نگه داشت شما هم بیاید و توی این

 زنده نگه داشتن اونو همراهی کنید. نمیدونم چطور باید از همه شما دوستای خوبم که خودتون

میدونید چقدر برام عزیزید واسه این همه خوبی و لطف و محبتتون توی این مدت تشکر و قدر دانی کنم .

 و نمیدونید که نوشتن این حرفها چقدر میتونه سخت باشه.

 

همتون رو به حق پایدار میسپارم...

دوست شما...

اکیا

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 23:57  توسط اکیا  |