زندگی و انتظار های تلخ و شیرین ،
لحظه هایی به حرمت با هم بودن و به هوای هم ماندن
دردهایمان میان بغضی ، قسمت می شوند
و سکوت ، رضایت از خاموشی آشوبی
هرچند کوتاه و به غروبی مانند
و لبخند
تا انتها
و تمام.

خاطره
این روزها بی درنگ می گذرند
و تو... میروی آرام از کنار امواج پریشان دلم.
و من... آن کاسه که اشکهایم را به راهه تو خواهد ریخت را
هر روز دستمال میکشم.
